وداع با ماه شعبان و ورود به ماه مبارک رمضان
رود شعـبان، رسد ماه خدا آهستهآهسته رسد مـاه خـدا ، مـاه عـطا آهـستهآهسته دلم نام خدا سر میدهد آماده باش اکنون که باید گشت با دل هم صدا آهستهآهسته اگر که وصل میگردیم بر ماه صیام اما شویم از ماه شعبان هم جدا آهستهآهسته رسد ماه صیام، از حنجر گلدستهها یاران به پـیـچـد بـاز صوت رَبَنا آهـستهآهسته رسد ماه گذشت از بندۀ اهل خطا برخیز مُبرا کن دل خود از خـطا آهـسته آهسته بود ماه عبادت، چشمه آب حیات ای دل بنـوش از چـشـمه آب بـقا آهـستهآهـسته چه زیبا رَبَّنا اِغْفِرْ لَنا بنـشسته بر لبها بیا تکـرار کن اِغْـفـِرْ لَنا آهـسته آهـسته بلای معصیت افتاده بر بال و پرت افسوس رها کن خویش را از این بلا آهستهآهسته گدایی کن ز درگاه الهی آنچه میخواهی که خرج خویش میگیرد گدا آهستهآهسته به اشک دیده زین ایام باقیمانده از شعبان بده جان و دل خود را صفا آهستهآهسته شود هر روزهداری تشنه اما سوخت میباید به یـاد تـشـنـگـان کـربـلا آهـستهآهـسته اگر گیرد عطش دامان جانت را بیا "یاسر" بگـیـر آتش ز داغ نـیـنـوا آهـستهآهـسته |